توضیحاتی بازی در کاردرمانی

بازی در کاردرمانی : بازی، تجربه بنیادی کودک برای ادراک جهان پیرامون است. به تدریج که کودک رشد و نمو می یابد، در ارتباط با خود، جهان مادی و اجتماع پیرامونش اقدام به معناسازی و از طریق  ابزار« بازی کردن» خود را کشف می کند.

مرکزیت « تجربه» در بازی باعث می شود که کودک ضمن نشان دادن خلاقیت ؛ توانایی ها و ناتوانایی ها خود را نسب به جهان پیرامون نمودار کند و این امکان را فراهم می آورد که بازی به شکل پویایی از درمان تبدیل شود.

امروزه، بازی  از ارزش درمانی که با سلامت  روان ارتباط دارند،  از جمله روان پزشکی ، کاردرمانی و روانشناسی استفاده می شود.

 

بازی در کاردرمانی

 

تعریف بازی

از دیدگاه صاحب نظران علوم تربیتی و روانشناسی تعاریف متعددی برای بازی مطرح شده است. برای درک بهتر  ماهیت بازی، شاید بهتر باشد به ویژگی های آن که می توان گفت نقاط مشترک این تعاریف هستند، پرداخته شود.

بازی فعالیتی است که هدفی را دنبال نمی کند وهدف از انجام آن لذتی است که درحین  آن توسط بازیکن  برده می شود؛ به سخن دیگر، هدف آن در خودش نهفته است. لذت ، از ملاک های مهم یک  فعالیت به عنوان بازی است.

بازی فعالیتی خود جوش وخودانگیخته است. کودک از طریق بازی کردن، مهارت هایی راکسب می کند که در آینده قراراست از آنها استفاده کند. بازی به عنوان یک نیروی درونی، کودک را به اعمالی وامی دارد که این اعمال نیازمغز او را پاسخ  می گویند.

کودک فعالیتی را به عنوان بازی برمی گزیند که در  انجام آن ، از ساختارهای ذهنی پیشین  خود استفاده کند ونیازی به یادگیری چیز جدید نداشته باشد. لذت بازی برای کودک در این است که همه چیز برایش قابل پیشی بینی باشد.

انواع بازی در کاردرمانی

دسته بندی های مختلف برای بازی مطرح شده است. دانشمندان مختلف مانند کارل گروس، کرا، پرز، اشترن وشارلوت بوهلر، براساس دیدگاه  ها ونظریه های خود،هریک به شکل های مختلف بازی های راطبقه بندی کرده اند.

متخصصان سلامت روان، بسته به اهداف  درمانی خود تصمیم می گیرند که از کدام دسته بندی استفاده کنند. یکی از پر طرفدارترین آنها، طبقه بندی پیاژ ه است.

طبقه بندی پیاژه از بازی ها، یک طبقه بندی تحولی وساختاری است.

پیاژه بازی ها را به 3 دسته کلی تقسیم کرد:

بازی های تمرینی، بازی های نمادین و بازی های قاعده دار بازی های تمرینی اعمال حسی- حرکتی هستند که از نخستین روزهای زندگی بروز می کنند.

دست و پا زدن نوزاد، دوچرخه سواری، تاب بازی و آدامس جویدن از جمله بازی های تمرینی هستند. این بازی ها حدود2 سالگی به اوج خود می رسند و از 6 سالگی کم شده و تا پایان عمر باقی می مانند.

بازی های نمادین، زمانی بروز می کنند که کودک توانایی تجسم چیزهایی را که از قبل ادراک کرده است، به دست می آورد. معلم بازی، مهمان بازی وماشین بازی از این دسته هستند.

این بازی ها حدود یک ونیم سالگی شروع شده، در4 ونیم سالگی به اوج رسیده، در9 سالگی کم شده وتا پایان عمر باقی می مانند. از حدود3 سالگی، با آشنایی کودک با قواعد زندگی وپذیرش دستورات اخلاقی وقوانینی که بزرگترها وضع می کنند، بازی های قاعده دار شکل می گیرد.

این بازی ها در حدود 10 و نیم سالگی به اوج خود می رسند اما هیچ گاه کم نشده وعلاقه  به انجام آنها تا سنین  بزرگسالی وحتی کهنسالی در انسان باقی می ماند. منچ ومار و پله، قایم موشک ولی لی از این دسته هستند. در نظریه بازی پیاژه، سیر تکاملی انواع هریک از این 3 دسته بازی آورده شده است.

 

بازی در کاردرمانی

 

بازی در کودکان با ناتوانی

در کودکان دارای ناتوانی، ویژگی های بازی متفاوت با کودکان عادی است. به خاطر اثرات محیط بر بازی، هر کودک بایدکاملا منحصربه فرد بررسی شود. درکودکان با آسیب های شناختی، گاهی مهارت های بازی، رشدی همراه با تاخیر داشته ودر توجه ممتد به بازی مشکل وجود دارد.

این کودکان ممکن است به وسایل ساختار یافته برای بازی های آنها انعطاف ناپذیر ومحدود باشد، کنجکاوی وخلاقیت پایین داشته باشند، بازی نمادین و تعاملات اجتماعی در بازی آنها ضعیف باشد، مشکلات زبانی داشته و سرانجام بیشتر ترجیح دهند مشاهده کنند بازی کودکان دیگر باشند تا این که با آن ها بازی کنند.

در بین تشخیص های مختلف، کودکان با اختلال های طیف اتیسم، ویژگی های کیفی خاصی در بازی خود دارند، چراکه  مهارت  های بازی به طور قوی با سطح تکامل زبان واجتماعی بودن ارتباط دارد به همین دلیل هم بازی،یک بعد مهم برای درمانگرانی است که می خواهند کودک با اختلال اتیسم را ارزیابی و درمان کنند.

بازي درمانی در کودکان ناتوان

کودکان با اختلال طیف اتیسم در بازی با اشیا ممکن است آن ها را در قالب حرکات تکراری بچرخانندیا دربرخی موارد کارهایی مثل سرهم کردن قطعات را خوب انجام دهند اما به طور معمول توانایی کاربردنمادین اشیا را ندارند و بازی آنها دارای خلاقیت ، انعطاف پذیری و تنوع نیست.

مشکلات در زمینه برنامه ریزی حرکتی وپردازش حسی مانع بزرگی برای کسب  مهارت های بازی در این کودکان است.

نقایص اجتماعی وبین فردی در کودکان با ناتوانی مانعی برای بازی کردن آن ها با همسالان است. ناتوانایی در همکار مناسب در بازی با کودکان دیگر، هم از جهات  ارتباطی _ اجتماعی و هم از لحاظ ضعف در مهارت های حرکتی و شناختی  مورد نیاز برای انجام بازی ها، باعث کناره گیری آنها از بازی کردن با همسالان می شود.

به این ترتیب، بازی واسباب بازی هایی که برای کودکان با ناتوانی استفاده  می شود،ممکن است متفاوت  با کودکان عادی باشد وبسیاری ازآنها،از طریق  اموزش ودرمان، روش بازی کردن را یاد می گیرند.

بازی در کاردرمانی

کاردرمانی به عنوان حرفه ای ازتیم توانبخشی ، به مستقل کردن افراد با ناتوانی درکارهای زندگی می پردازد. هدف نهایی کار درمانی، به عنوان حرفه ای کلیدی در توان بخشی، ایجاد بیشترین استقلال در فعالیت های مراقبت از خود، بازی واوقات فراغت، تحصیل  ویادگیری، خواب واستراحت، کار و مشارکت اجتماعی  است.

درکاردرمانی کودکان، به صورت تخصصی به 2 شیوه به بازی پرداخته می شود:

بازی به عنوان هدف درمان واقع می شود.این زمانی است که کودک با ناتوانی اصلا بازی نمی کند یا سطح رشدی بازی او پایین تر از سن تقویمی اش است . به بیان دیگر، در این مداخله درمانی، ایجاد یا تقویت  مهارت های بازی کردن ، به عنوان کاردرمانی مهم در دوره کودکی، مورد هدف قرار می گیرد.

ازبازی به عنوان ابزار درمانی استفاده می شود؛ یعنی از فعالیت بازی با بازی گونه کردن فعالیت  درمانی برای تسهیل  مهارت های عملکردی کودک در سایر حبطه های رشدی مانند حرکتی، ادراکی، شناختی واجتماعی استفاده می شود، چرا که زبان کودک برای ارتباط با محیط و افراد بازی است و وقتی فعالیت درمانی به شکل بازی باشد، کودک نهایت تلاش خود را به کار خواهد گرفت و در این حالت حداکثر یادگیری اتفاق خواهد افتاد.

توضیحاتی درباره بازی در کاردرمانی

بازی را به عنوان یک رفتار می توان از ابعاد مختلف مانند شکل انجام، مهارتهای درگیر و تجربه ذهنی آن بررسی کرد. یک از این ابعاد، میزان « بازی گونه بودن» یا « بازی گونگی» رفتار است.

این بعد از بازی را می توان از مهمترین ویژگی های آن برشمرد، چرا که ارتباط بالایی با میزان انطباق پذیری وسازگاری دارد؛ به سخن دیگر، هرچه فرد توانایی  بروز رفتارهای بازی گونه مانند شوخ طبعی ودرگیرشدن در چالش های را داشته باشد، بهتر می تواند از پس حل مشکلات در زندگی خود برآید.

بازیگونه ویژگی های دارد که در رفتار فرد قابل مشاهده است و با 3 عنصر مشخص می شود که عبارتند از وجود « انگیزش درونی»،« کنترل درونی» و« آزادی درتعلیق واقعیت» درحین انجام یک فعالیت در الگوی بازی گونه آمده است که این 3عنصر با چه ویژگی های رفتاری قابل تشخیص هستند یا به عبارتی هریک چه اجزایی دارند.

به کار گیری این ویژگی ها در فعالیت درمانی باعث می شود درمانگر بتواند درمان را به شکلی بازی گونه برای کودک انجام دهد. بازی گونه بودن می تواند در بستر هر فعالیت  بازی یا غیر بازی، از جمله فعالیت های درمانی مطرح باشد، البته شانس وجود بازی گونگی در یک فعالیت بازی بیشتر از فعالیت های دیگر است.

هرچه 3 عنصر مطرح شده تا حدممکن بیشتر در درمان به کار گرفته  شوند، فعالیت درمانی بازی گونه تر است وکودک بیشتر احساس می کند که در حال انجام بازی  است وتحت آموزش قرار ندارد.

 

بازی در کاردرمانی

 

انگیزش درونی

در رفتارطبیعی بازی، بازیکن  در شروع وحین انجام بازی انگیزه ای درونی دارد. او روی فرآیند مراحل انجام فعالیت تمرکز می کند، نه هدف نهایی. درواقع، بازی رفتاری است که از درون برانگیخته می شود؛ براساس نیاز محیط نیست و علت بیرونی ندارد.

بازی هدفی را دنبال نمی کند وجایزه ، سود یا پاداش در آن مطرح نیست.

هدف وانگیزه یک بازی در خود نهفته است. برای اعمال این عنصر در درمان باید به علاقه کودک احترام گذاشته شود، به جای وسایل آموزشی از اسباب بازی های شناخته شده کودک استفاده شود، فعالیت درمانی را باید آنقدر برایش لذت بخش کرد که به اتفاقات دیگر محیط توجه نکند، برای غلبه  برمشکلات انجام بازی به او کمک شود وموضوعات بازیی که دوست دارد و قبلا تجربه کرده است، تکرار شود. در مواردخاص گاهی امکان اعمال این ویژگی وجود ندارد.

برای مثال چنانچه کودک دارای اختلال اضطرابی باشد، گذاشتن انتخاب نوع بازی به عهده او برای تقویت  انگیزه درونی، سطح اضطرابش را بالاتر می برد.

کنترل درونی

کودکی که در حین بازی کنترل  درونی دارد، می تواند تصمیم بگیرد که چه بازی ای را با چه وسیله ای، به چه روشی و با چه کسی انجام دهد.

کنترل درونی، در حقیقت درجه ای است که افراد احساس می کنند کنترل اعمال و نتایج آنها  را در دست دارند، به عبارتی در بازی، کودک به طور دقیق از قبل می داند که قرار است چه اتفاقی بیفتد. برای اینکه این عنصر بازی گونگی در فعالیت درمانی پیاده  شود، لازم است کودک در مورد مراحل یا پیش نیازهای اجرای سناریوی موردنظرش با درمانگر گفت وگو کند، اجازه انتخاب وسایل، مکان و نحوه اجرای بازی به او واگذار شود، احساس ایمنی روانی وفیزیکی داشته باشد و وسایل به طور مستقیم دستکاری کند.

گاهی درمانگر نمی تواند این ویژگی ها را با هدف تقویت کنترل درونی در فعالیت  درمانی اعمال کند، به عنوان مثال در مورد یک کودک دارای اختلال کم توجهی- بیش فعالی، اعمال این ویژگی ها باعث می شود کودک رفتاری بدون سازمان دهی پیدا کند، برای مثال همه وسایل و اتاق را به هم بریزد و درمانگر از هدف درمانی دور شود.

آزادی در تعلیق واقعیت

آزادی در تعلیق واقعیت به این معناست  که بازیکن  آزاد است هر طور که می خواهد واقعیت را عوض کند، حتی اگر تبدیل به موضوعی غیر واقعی شود.

کودک دربازی به هیچ وجه  قصد ندارد واقعیت ها را شبیه سازی کند. در تعلیق واقعیت ، از نتایجی که در واقعیت از انجام امور پیش می آید، خبری نیست.

برای لحاظ کردن این عنصر بازی گونگی در فعالیت درمانی، بهتر است قوانین، روش ها ومحتوای بازی را کودک شکل دهد؛ به کودک اجازه داده شود که بدون  در نظر گرفتن استفاده واقعی از اشیاء آنها را دربازی به کار ببرد، برای مثال ممکن است  از یک جعبه کفش به  جای ماشین، قایق ، تلفن و ده ها چیز دیگر استفاده کند، او آزاد باشد تا درحین  فعالیت درمانی، مسخره بازی وشوخی داشته باشد.

برای به کار گیری این ویژگی ها کودک باید به درک سمبولیک رسیده باشد. برای کودکان کم توان ذهنی مانند نشانگان دان، این اعمال این ویژگی ها سخت وگاهی غیرممکن است.