
کاربرگ اندازهگیری کلاس دوم در ویترین بازیهای خانگی.
09/11/1404چیستان اول
پوست من سبز و راهراه است، بدنم قرمز و شیرین، اما دلم پر از دلههای کوچک و سیاه است که جایش زیر دندان نیست!
چیستان دوم:
من مثل یک قلعه کوچک هستم؛ فقط یک دانه دارم، اما آن دانه آنقدر سفت و بزرگ است که انگار یک سنگ در دلم قایم کردهام!
چیستان سوم:
من خیلی عجیبم! برخلاف بقیه، دانههایم را روی پوستم میپوشم تا همه ببینند. ریز و کوچول هستم و قرمز!
چیستان چهارم:
کدام دانه ها را میخوریم علوم دوم دبستان
بخش اول: پلوهای دانهدار
۱. عدسپلو: من ترکیب برنج و یک دانهی ریز قهوهای هستم که با کشمش خیلی خوشمزه میشوم.
بخش دوم: خورشتهای دانهدار
بخش سوم: آشها و سوپها
۲۴. سوپ شیر: من سوپی سفید و خامه ای هستم که دانهی «جو» در من میرقصد.
بخش چهارم: خوراکهای سنتی و میانوعدهها
۲۶. خوراک لوبیا چیتی: من از دانههای قهوهای و گلگلیِ «لوبیا» درست میشوم. وقتی پخته میشوم، دانههایم نرم و سُس من غلیظ و لذیذ میشود.
۲۷. آبگوشت (دیزی): من در ظرفهای سنگی یا دیگ پخته میشوم و دانههای «نخود و لوبیا سفید» یارِ همیشگی من و گوشت هستند.
۲۸. فلافل: من از دانه «نخود» درست میشوم. اول نخودها را خیس میکنند، بعد آنها را له میکنند و به شکل توپهای کوچک در روغن سرخ میکنند.
۲۹. کوفته تبریزی: من یک توپ بزرگ و گوشتی هستم که اگر دلِ من را باز کنید، میبینید که از دانههای «لپه و برنج» پر شدهام.
۳۰. حلیم: من از دانهی «گندم» درست میشوم. دانههایم آنقدر پخته و کوبیده میشوند که دیگر دیده نمیشوند، اما به من کشسانی و انرژی میدهند.
۳۱. شلهزرد: من یک دسرِ زرد و مهربان هستم! از دانهی «برنج» درست میشوم و روی من را با خلالِ دانههای بادام و پسته تزئین میکنند.
نقاشی دانه های خوراکی کلاس دوم
دانه های نرم و سفت کلاس دوم
برای آشنایی دانش آموزان کلاس دوم با ویژگی دانه ها بهتر است از آزمایش استفاده کنیم تا بچه ها حین کار با مفهوم سفت و نرم آشنا شوند.
جواب جمع آوری اطلاعات صفحه 65 علوم دوم دبستان
برای تحقیق در مورد دانه ها دوم ابتدایی می توانید از تمپلت زیر استفاده کنید.
مأموریت جمعآوری اطلاعات صفحه ۶۵ علوم (ویژهی کارآگاهان کلاس دوم)*
والدین عزیز، لطفاً این چارچوب را با مدادرنگی در دفتر فرزندتان بکشید تا او داخل آن را پر کند:
۱. ایستگاه شکموها (دانههایی که میخوریم)
(اینجا ۴ تا دایره بکشید و داخل هر کدام اسم یا نقاشی یک دانه خوردنی باشد) ○ ………… ○ ………… ○ ………… ○ …………
۲. کاربرد دانه ها:(مقابل هر سوال با کمک بزرگترها جواب بده یا نقاشی کن) برای دارو و درمان استفاده می شود:
(مثلاً برای خوب شدن سرفه یا دلدرد کدام دانه رو میشناسی؟) ← …………………..
برای روغن گرفتن: (روغن مایعی که مامان توی غذا میریزه از کدوم دانهست؟) ← ……………………
برای خوشگلکاری: (کدوم دانه رو میشناسی که تزیینِ نان یا کاردستی میشه؟) ← ……………………
قصه لوبیا سحر آمیز برای تدریس خلاقانه سرگذشت دانه ها صفحه 66

لوبیا سحر آمیز
علی کوچولو دانه لوبیا را از داخل قفسه برداشت، آن را خیس کرد و داخل دستمال گذاشت. ناگهان یک اتفاق جادویی افتاد! او خودش هم کوچک شد، درست اندازه یک لوبیا! چند روز توی آن دستمال خیس با لوبیا زندگی کرد.
مادرش که از همهجا بیخبر بود، لوبیا را برداشت و داخل خاک کاشت، اما علیِ کوچولو را ندید! هر چقدر علی داد و فریاد کرد: «مامان! من اینجام!» فایدهای نداشت. او ناگهان خودش را زیر یک عالمه خاک نرم و تاریک دید. علی اولش کمی ترسید و همانجا کنار لوبیا نشست.
در آن تاریکی، علی متوجه شد که پوسته لوبیا که حسابی نرم شده بود، حالا ترک خورده! او از شکاف پوسته گذشت و وارد بخش اندوخته شد. آنجا مثل یک انبار بزرگ پر از بستههای غذا بود. علی با خودش گفت: «آها! پس بخاطر همین است که گیاه در زیر خاک گرسنه نمیماند! او همراه خودش یک انبارِ اندوخته غذایی دارد!»
ناگهان زمین تکان خورد! علی دید که از پایینِ گیاهک، یک رشتهی سفید و قوی مثل یک متهی کوچک شروع کرد به فرو رفتن در دل زمین. علی فریاد زد: «کجا میروی؟» آن رشته که همان ریشه بود گفت: «من باید بروم پایینتر تا هم جایمان را محکم کنم و هم برای گیاهک آب پیدا کنم.»
همانطور که ریشه به سمت پایین میرفت، علی حس کرد چیزی او را به سمت بالا هل میدهد. او روی شانهی دو تا بال کوچکِ سبز نشست که داشتند با قدرت خاکها را کنار میزدند. اینها همان برگهای کوچولویی بودند که میخواستند خورشید را ببینند.
علی که از این همکاری شگفتزده شده بود، فهمید که تمام این بخشها یعنی ریشه، برگ و ساقه که با هم از دل لوبیا بیرون آمدهاند، یک خانواده بزرگ به اسم گیاهک هستند.
درست وقتی که سرِ برگها از خاک بیرون آمد و نور درخشان خورشید به صورت علی تابید، او از خوشحالی یک پرش بلند کرد و ناگهان… چشمانش را باز کرد! او دوباره بزرگ شده بود و روی کاناپه اتاقش نشسته بود. اما حالا دیگر میدانست زیر آن خاک قهوهای، چه قهرمانهای کوچکی در حال تلاش هستند!
مراحل رشد گیاهان
برای درک مراحل رشد گیاهان و ساخت کاردستی برای رشد گیاهان می توانید با کمک بچه ها پازل بسازید.
جواب گزارش کنید صفحه ۶۷ علوم دوم ابتدایی
گزارش کنید صفحه ۶۷ علوم دوم ابتدایی را با کمک قصه ی زیر پیدا کنید.
«نمایشگاهِ عجیب در ساحل دریاچه»
یکی بود یکی نبود. یک روز آفتابی، حیوانات تصمیم گرفتند کنار دریاچهی آبی، یک نمایشگاه بزرگ راه بیندازند. اسم نمایشگاه این بود: «نمایشگاه دانهها» تا بتوانند با آنها غذاهای جدید درست کنند، چون از غذاهای تکراری خسته شده بودند! هر کدام از حیوانات در نمایشگاه میزی داشتند تا دانههایی که جمعآوری کرده بودند را به دوستانشان معرفی کنند.
خانم لکلک (مدیر نمایشگاه) ایستاده بود و مهمانها را راهنمایی میکرد.
اول از همه «جوندگان» وارد شدند. همستر تپل و سنجاب باهوش، کیسههایی پر از دانه آفتابگردان و گندم آوردند. همستر گفت: «من دانه میخورم چون دندانهایم مدام رشد میکنند! من باید دانههای سفت را بجوم تا دندانهایم خیلی بلند نشود. تازه، دانهها به من انرژی میدهند تا تمام روز بدوم!»
بعد، نوبت به «حشرات» رسید. مورچه که یک دانهی برنج را روی دوشش گرفته بود، لنگلنگان آمد و گفت: «من دانه میخورم چون دانه مثل یک کنسرو طبیعی است! خراب نمیشود. من آن را به زیر زمین میبرم تا در زمستان که هیچ غذایی نیست، گرسنه نمانم.»
ناگهان صدای شیرجه در آب آمد! یک ماهی قزلآلا که از «آبزیان» بود، سرش را از آب بیرون آورد و گفت: «بچهها! فکر نکنید ما دانه نمیخوریم. وقتی دانههای گیاهانِ مرداب در آب میریزد، ما آنها را میخوریم. این دانهها برای ما مثل ویتامین هستند و کمک میکنند تا سریعتر بزرگ شویم و رشد کنیم.»
همان موقع، یک خرس قهوهای که از «حیوانات بزرگ جنگل» بود، با احتیاط لبه دریاچه نشست. او گفت: «من شاید بزرگ باشم، اما عاشق دانهی بلوط و میوههای جنگلی هستم. من باید قبل از خواب زمستانی، خیلی دانه بخورم تا بدنم قوی و چاق شود و بتوانم کل زمستان را بدون غذا بخوابم.
تدریس پخش دانه ها با قصه جالب
مامورهای مخفی جنگل سبز
یکی بود یکی نبود. در یک جنگل بزرگ و قشنگ، درختها و گلها دوستان زیادی داشتند وقتی آدما درختان را قطع می کردند ماموران مخفی جنگل که دوستان صمیمی درختان و گل ها بودند دست به کار می شدند آنها «مامورهای مخصوص پخش دانه» بودند.
اولین مامور، سنجاب دُمپنبهای بود. او عاشق بلوط بود. سنجاب کوچولو برای روزهای زمستان، بلوطها را برمیداشت و توی دل خاک قایم میکرد تا بعداً بخورد. اما چون خیلی عجله داشت، جای خیلی از آنها را فراموش میکرد! باران که میبارید، آن بلوطهای فراموششده زیر خاک جوانه میزدند و سال بعد، یک عالمه درخت بلوط کوچک از دل زمین بیرون میآمد. سنجاب با حواسپرتیاش، داشت جنگل را بزرگتر میکرد.
دومین مامور، سارِ خوشآواز بود. سار کوچولو میوههای شیرین و دانهدار را خیلی دوست داشت. او میوهها را میخورد و از این درخت به آن درخت پرواز میکرد. دانههای سفتِ میوه در دلِ سار هضم نمیشدند و وقتی او پرواز میکرد، دانهها همراه با فضلهاش روی زمینهای دورافتاده میافتادند. این دانهها با کودی که همراهشان بود، خیلی زود رشد میکردند و در جاهایی که هیچ درختی نبود، باغهای میوه درست میشد.
سومین مامور، بُزِ کوهی بود که موهای بلند و پشمالویی داشت. یک روز که او داشت از بین بوتههای خاردار رد میشد، دانههایی که شبیه قلابهای ریز بودند به پشمهایش چسبیدند. بز کوهی کیلومترها راه رفت و از کوه بالا رفت. آن بالا وقتی خودش را تکاند، دانهها روی زمین افتادند. حالا آن گیاهان کوهستانی، یک خانهی جدید در بالای کوه پیدا کرده بودند.
آن شب به جنگل نگاه کرد و لبخند زد. او میدید که چطور حیوانات بدون اینکه بدانند، دست به دست هم دادهاند تا زمین همیشه سبز و پر از اکسیژن باشد و هوا تمیز بماند.
مقالات سایت خانواده توانمند
- زیر و رو به کودکان با برنج
- بالا و پایین به کودکان
- کوچک و بزرگ به کودکان
- عقب و جلو به کودکان
- عدد سه به کودکان با درب بطری
- عدد دو به کودکان با دوچرخه سبزیجات
- عدد یک به کودکان با میوه سیخی
- همه هیچ مقداری به کودکان با آب پرتقال
- تناظر یک به یک به کودکان با سر مدادی
- آموزش مفهوم کوتاه و بلند به کودکان با عروسک
- آموزش مفهوم داخل و خارج به کودکان با گربه
- آموزش ساعت به کودکان
- درمان اختلال ریاضی دانش آموزان ابتدایی
- درمان اختلال ریاضی در منزل
- آموزش ریاضی به کودکان کمتوان ذهنی: شروع از نقطه قوت، پلی به سوی موفق
- آموزش ریاضی اول در منزل با جوراب و دکمه
-
جدول ارزش مکانی کلاس اول: پایههای ریاضی را با بازی بسازیم
-
بازی برای تقویت املا کلاس دوم با روش های خلاقانه
-
حل کاربرگ مسئله دو مرحله ای کلاس دوم با تصویرسازی
-
چالش های آموزش ریاضی کلاس دوم ابتدایی چست؟
-
آموزش جمع نظام دار در کلاس دوم: ابزاری برای تفکر منظم
-
آموزش دسته های ده تایی کلاس دوم با تصویرسازی
-
آموزش تقریب کلاس دوم با بازی های متنوع
-
آموزش جمع و تفریق فرآیندی کلاس دوم: از پیش نیاز تا یادگیری آسان
-
قصه برای جمع فرآیندی کلاس دوم؛ چگونه داستان، ریاضی را برای بچهها زنده میکند
-
آموزش خط تقارن کلاس دوم: بازی، قصه ها، کاردستی
-
آموزش جذاب گسترده نویسی اعداد دو رقمی در کلاس دوم
-
آموزش ریال کلاس دوم ابتدایی با قصه و کاردستی
-
آموزش اندازهگیری کلاس دوم با بازی، کاردستی و نمایش









