ضرورت توانمند سازی والدین کودکان استثنایی

توانمند سازی والدین کودکان استثنایی : در دوره اولیه رشد، کودک تکلم و راه یافتن را می آموزد، طرح سوالات پی در پی  و دویدن های این طرف و آن طرف توسط  کودک رشد ذهنی  و جسمی او را فراهم می کند و به طور کلی پایه های تفکر و شخصیت زبان کودک در سنین اولیه زندگی کودک پی ریزی می شود.

کودک ضمن رشد کردن، به تدریج  استقلال و آزادی بیشتر بدست می آورد.

بیشتر صاحب نظران بر این عقیده ه اند که اساس شخصیت انسان در سال های اولیه زندگی پی ریزی می شود و اگرچه رویدادهای بعدی زندگی تا اندازه ای رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می دهد، نمی تواند تاثیرات گذشته را به طور کامل از بین ببرد.

از سویی دیگر سلامت روانی و شخصیت فرد بیشتر تحت تاثیر نوع روابطی است که کودک با خانواده خویش برقرار کرده است.

فعالیت کودکان در سال های اولیه زندگی اهمیت خاصی دارد، کودک انرژی خود را صرف کارهایی می کند که برایش خوشایند است.

او حاضر است بیفتد، ضربه بخورد و بگرید، اما دست از فعالیت های خود برندارد.

 

توانمند سازی والدین کودکان استثنایی

توضیحاتی در خصوص توانمندسازی والدین کودکان استثنایی

در این سن شخصیت از طریق برخوردهای اجتماعی، قدرت زبان، هوش و دریافت های حسی و حرکتی شکل می گیرد و تحول می یابد؛ این تحول از اهمیت به سزایی برخودار است.

تجارب کودکان در این سنین، بر تحول شخصیت او اثرات عمیق و پایدار برجای می گذارد و بر همین اساس است که دست اندرکاران تعلیم و تربیت بر تاثیر آموزش و پرورش در این سنین بیش از سنین دیگر تاکید ورزیده اند.

از سویی دیگر با توجه به استعداد و توانایی ها فراوان کودک در این سنین آموزش آنها به سهولت انجام می گیرد و اثرات آن به کندی از بین می رود.

او به سرعت آموزش ها را در موقعیت های پیچیده زندگی به کار می گیرد و به همین علت این دوره را دوره حساس در یادگیری می نامند تجاربی که کودکان از طریق محرکات محیطی خود کسب می کنند و نیز مطالبی که از طریق آموزش یاد می گیرند، از طریق حواس پنج گانه ادراک می شوند.

کودک عادی از این حواس به طور کامل  برخوردارند اما کودکان استثنایی ممکن است در یک یا چند حواس دچار مشکل باشند، بنابراین کسب  تجارب ویادگیری وپرورش ذهنی  و جسمی آنها از این طریق  مختل می گردد.

خانواده در تمام جنبه های تحول کودک به خصوص در سنین اولیه رشد یعنی دوره قبل از دبستان، نقش اساسی دارد و کودک به دلیل محدودیت های تحولی، به کمک سایرین، برای برطرف کردن نیازهای اساسی از جمله نیازهای عاطفی و فیزلوژیک، نیازمند است.

لذا تنها جایگاهی که در این دوره حساس و حیاتی تکیه گاه کودک است و او را مورد توجه و حمایت قرار می دهد، خانواده است.

نقش کلیدی و حساس خانواده در مورد کودکان استثنایی

نقش کلیدی و حساس خانواده در مورد کودکان استثنایی بنابر دلایلی چون:

  1. با توجه به مشکلات کودک استثنایی در زمینه هایی چون نارسایی در گفتار و کلام ، نارسایی در برقراری ارتباط زبانی ، نارسایی در برقراری ارتباط چشمی، عدم تعادل جسمی و ذهنی ، در خود فروماندگی و اختلالات رفتاری و غیره اهمیت نقش مرکزی خانواده دو چندان خواهد شد، چرا که این قبیل کودکان به حمایت بیشتر و طولانی تر خانواده نیازمند هستند.
  2. اکثر خانواده ها اولین باری است که یک کودک استثنایی را در محیط خانواده خود احساس می کنند در نتیجه  تجربه کافی در برخود با چنین کودکی را ندارند و از مهارت های لازم برای پرورش قوای فکری و ذهنی او برخوردار نیستند.
  3. ترییت و آموزش کودکان استثنایی به ویژه ( ناشنوا ، نابینا ) در مراحل اولیه رشد در خانه  و با اسلوب و روشهای صحیح تربیتی و آموزشی، بیش از سایر والدین در ساخت شخصیت فردی فرزند احساس می شود لذا باید آنها را به  طریقی هدایت نمود تا بتوانند با فراهم آوردن زمینه مناسب در محیط خانوادگی به خصوص در دوران اولیه رشد، که مهمترین سال ها از نظر فراگیری  و تکوین رشد ذهنی  و زبانی است و بسیاری از قوای فرد در این دوره تکامل می یابد( قوای زبانی) موجبات هرچه بهتر پرورش و تربیت کودک را فراهم ساخت.

آموزش والدین می تواند والدین را در ایجاد زمینه های مناسب برای رشد عقلانی کودکانشان در سنین اولیه حیات آماده کند.

اگر توانایی یادگیری و رشد عقلانی مناسب در دوران بسیار مهم شیرخوارگی در کودکان از طریق تحریک شناختی زود هنگام  و فعالیت های فیزیکی ایجاد شود به راحتی نیروهای بالقوه عقلانی کودکان شکوفا می شود و کودکانی که در این مورد از والدین  مطلع و ماهری برخوردار نبوده اند مغزشان نسبت به کودکان معمولی در همان سن رشد کمتری می کند.

آموزش والدین کودکان استثنایی

آموزش والدین کودکان استثنایی می تواند خانواده های این کودکان را با مهارت های عملی مورد نیاز زندگی کودک آشنا نماید تا خانواده ها با فراهم کردن محیطی مناسب برای کودک خود زمینه پرورش قوای ذهنی و جسمانی او را فراهم نمایند.

محیط خانواده یک محیط و غیر رسمی است که زمینه های لازم برای پرورش بسیاری از استعدادهاس بالقوه کودک استثنایی را می تواند شکوفا سازد، بنابراین باید این عقیده را به والدین انتقال داد که آنها می توانند زمینه های لازم برای پرورش فکری و ذهنی کودکانشان را از طریق فراهم آوردن موقعیت های گوناگون در زندگی خانوادگی برای کودک خود فراهم آورند.

تقویت و توانمندی والدین یعنی این که خانواده ها برای تامین نیازهای کودک خود به دست عمل بزنند.

اکنون از والدین کودکان استثنایی انتظار می رود که در مراقبت از کودک خود نقش عمده و تعیین کننده داشته باشد، وظیفه متخصصان این است که مشاوره مورد نیاز و اندرزهای خود را در اختیار والدین قرار دهند.

بسیاری از برنامه های مداخله را یک تیم چند رشته ای طراحی و نظارت می کند.

این تیم می تواند از معلم کودک، پزشکان، درمانگران و والدین تشکیل شود.

 

توانمند سازی والدین کودکان استثنایی

 

خانواده به عنوان همکاران در برنامه آموزش کودک

والدین به عنوان همکاران در برنامه آموزش کودک سه کار مهم انجام می دهند:

  1. اولا مشاهدات آنها از کودک برای متخصصان منبع اطلاعات مهمی است، این اطلاعات بخشی از اساس برنامه آموزشی کودک و ارزیابی آن را تشکیل می دهند.
  2. ثانیا والدین به ویژه والدین کودکان پیش دبستانی، در فرآیند آموزشی نقش فعالی دارند، آنها میتوانند از طریق اعضای تیم تعلیم داده شوند تا مهارت های ویژه ( مهارتهای زندگی، مهارت های پیش دانشگاهی، مهارت حرکتی، مهارتهای ارتباطی ) را به کودکانشان آموزش دهند.
  3. ثالثا با آموزش میتوانند یادگیری کودکان را افزایش دهند، آنها میتوانند به کارگیری مهارت های عملی کودک را که در مدرسه یاد می گیرد در خانه نیز مورد مشاهده قراردهند، این تغییر در طول زمان باعث شده است که والدین به نقش تعمیم گیرنده بیشتر نزدیک شوند یا حداقل باعث شده است آنها علایق و توانایی های کودک را با دیگران در میان بگذارند.

مادر و فرزند استثنایی باید یاد بگیرند چگونه با ناتوانی کنار بیایند و چگونه بهتر زندگی کنند.

زندگی با کودک با نیازهای ویژه

زندگی با کودک با نیازهای ویژه بدین معنا نیست که تسلیم آن شویم و دست روی دست بگذاریم، بلکه باید تلاش کرد از تمام امکانات، روش ها، فرصت ها و وسایل ارتباطی استفاده کرد.

برنامه های اصلاحی که برای کمک به کودکان استثنایی در جلسات آموزش خانواده تهیه می شوند باید مبتنی برمولفه هایی نظیر توانایی کودک، منابع بالقوه دورن خانواده، مدرسه و شبکه های تخصصی باشند، این برنامه ها باید ساختارمند بوده و به شکل متوالی و پیوسته ارائه شوند.

با توجه به اینکه با ورود این کودکان، بهداشت روانی خانواده از حالت تعادل خارج می شود، لذا باید خانواده را در پذیرش این کودکان توانمند کنیم تا مهارتهای فرزند پروری را برای کودکانی با شرایط ویژه آموزش ببینند که این خدمات توسط تیم مشاوره و  توانبخشی به خانواده ها ارائه می شود.

باید اذعان نمود که والدین زمانی می توانند چیزی را یاد بگیرند که به تجربه و رابطه آن ها با فرزندشان مربوط باشد.

در برنامه های آموزش والدین، باید در زمینه مسائل گوناگون کودکان بحث و گفتگو شود؛ تا از این طریق بر توانمندی والدین در تربیت کودک استثنایی خود افزوده گردد.